تبليغاتX
مریم حیدرزاده
مریم حیدرزاده

من كفش نداشتم و مدام شكايت كردم تا اينكه روزي مردي راديدم كه پا نداشت .


شکست تلخ

       

به قدر هر چه گل دیدم مرا آزار کردی تو

خیانت را دوباره در دلم تکرار کردی تو

 

عجب دیوانه بودم من که بستم دل به چشمانت

و کار قلب این دیوانه را دشوار کردی تو

 

چقدر از التماسم پیش مردم آبرویم رفت

چقدر این چشمها را پیش مردم خوار کردی تو

 

شنیدم بارها با دیگران بودی ولیکن حیف

شهامت مال هر کس نیست پس انکار کردی تو

 

شبی که دیدمت با دیگری در کوچه جا خوردی

و ناچار این طلوع تازه را اقرار کردی تو

 

دلم می خواست عکست پیش من باشد،نشد زیرا

مرا در دادن هر چه که بود اجبار کردی تو

 

نمی بخشم تو را،او را و هر کس را که بد باشد

خدایم خود تلافی می کند هر کار کردی تو

 

نمی بایست نفرین آخر پیمان ما باشد

مرا اما به این کار غلط ناچار کردی تو

 

دلم را دیگر از هر چه نگاه و آرزو کندم

تمام پنجره های مرا دیوار کردی تو

 

چه حسنی داشت درد این شکست تلخ می دانم

مرا از خواب عشق و عاشقی بیدار کردی تو

 

  


|

 

و بعد از رفتنت

 

شبی از پشت یک تنهایی نمناک و بارانی،

ترا با لهجه گل های نیلوفر صدا کردم

 

تمام شب برای با طراوت ماندن باغ قشنگ

 

آرزوهایت دعا کردم

 

پس از جستجوی نقره ای

 

در کوچه های بی احساس

 

تو را از بین گل هایی که در تنهایی ام رویید،

 

با حسرت جدا کردم

 

و تو در پاسخ آبی ترین موج تمنای دلم گفتی

 

دلم حیران و سرگردان چشمانی است رویایی

 

و من تنها برای دیدن زیبایی آن چشم

 

تو را در دشتی از تنهایی و حسرت رها کردم

 

همین بود آخرین حرفت

 

ومن بعد از عبور تلخ و غمگینت

 

حریم چشم هایم را به روی اشکی از جنس غروب

 

ساکت و نارنجی خورشید واکردم

 

نمی دانم چرا رفتی

 

نمی دانم چرا،شاید خطا کردم

 

و تو بی آن که فکر غربت چشمان من باشی

 

نمی دانم کجا،تاکی،برای چه،

 

ولی رفتی و بعد از رفتنت

 

باران چه معصومانه می بارید

 

و بعد از رفتنت یک قلب دریایی ترک بر داشت

 

و بعد از رفتنت رسم نوازش در غمی خاکستری گم شد

 

گنجشکی که هر روز از کنار پنجره

 

با مهربانی دانه بر می داشت

 

تمام بال هایش غرق در اندوه غربت شد

 

و بعد از رفتن تو آسمان چشم هایم خیس باران بود

 

و بعد از رفتنت انگار کسی حدس کرد من بی تو

 

تمام هستی ام از دست خواهد رفت

 

کسی حدس کرد من بی تو

 

هزاران بار در هر لحظه خواهم مرد

 

و بعد از رفتنت دریا چه بغضی کرد

 

کسی فهمید تو نام مرا از یاد خواهی برد

 

و من با آن که می دانم تو هرگز یاد من را

 

با عبور خود نخواهی برد

 

هنوز آشفته چشمان زیبای توام

 

برگرد!

 

ببین که سر نوشت انتظار من چه خواهد شد

 

و بعد از این همه طوفان و وهم و پرسش و تردید

 

کسی از پشت قاب پنجره آرام و زیبا گفت:

 

تو هم در این پاسخ این بی وفایی ها بگو

 

در راه عشق و انتخاب آن خطا کردم

 

و من در حالتی ما بین اشک و حسرت و تردید

 

کنار انتظاری که بدون پاسخ و سردست

 

و من در اوج پاییزی ترین ویرانی یک دل

 

میان غصه ای از جنس بغض کوچک یک ابر

 

نمی دانم چرا؟شاید به رسم و عادت پروانگی مان باز

 

برای شادی و خوشبختی باغ قشنگ آرزوهایت

 

دعا کردم

 

 


|

 

بمان بهانه من

 

در شهر اتاقی ها

تو پاکترین عشقی

من راز شکفتن را

از باغ دلت چیدم

 

لبخند زدی آرام

بر گونه نمناکم

من با گل لبخندت

بر حادثه خندیدم

 

ای کاش دو چشم تو

سر فصل افقها بود

آن وقت ترا هر صبح

از پنجره می دیدم

 

وقتی گل آرامش

در باغ دلم رویید

گلبرگ وجودم را

بر عشق تو پیچیدم

 

خورشید شدی رفتی

تا اوج شکوفایی

من از عطش عشقت

بر آینه تابیدم

 

تا می روی از آنجا

دل خسته و طوفانی ست

رفتی دگر باره

از کوچ تو رنجیدم

 

در جاده ای پیچکها

چشمم به گلی افتاد

احساس شکفتن را

از غنچه گل دیدمش

  

چشمان تو دریایی ست
موجش گل تسکینم

به حرمت چشمانت

شب باز نخوابیدم

 

تو باز نفهمیدی

از عشق چه می گویم

آرام گذاشتی و

من باز نرنجیدم

 

از شعله عشق من

خورشید هویدا شد

از شوق تمنایت

تا صبح درخشیدم

 

گم شد گل اشک من

در دشت نگاه تو

آن وقت حضورت را

در خاطره فهمیدم

 

ای کاش گلی می شد

لبخند پر از مهرت

تا آن گل خوش بو را

از خاطره می چیدم

 

در جاده احساسم

سر گشتگی ات پیچید

آن وقت حضورت را

در کوچه دل دیدم

 

سر چشمه احساست

پیوند دل و دریاست

تنها من از آن احساس

پر گشتم و نوشیدم

 

 


|

 


در خواب ناز بودم شبی
دیدم کسی در میزند
در را گشودم روی او
دیدم غم است در میزند
ای دوستان بی وفا
از غم بیاموزید وفا.....
غم با همه بیگانگی
هر شب به من سر میزند



mohammad-khco@yahoo.com

 

اشعار زيباي مریم
عشق اینجاست!
مريم حيدرزاده

 

محمد و خاطره
خاطره

 

11/22/2009 - 12/21/2009
2/20/2008 - 3/19/2008
5/22/2007 - 6/21/2007
4/21/2007 - 5/21/2007
3/21/2007 - 4/20/2007

 

تقدیم به تو ...
زير درخت آرزو
بهانه
شکست تلخ
و بعد از رفتنت
بمان بهانه من

 

من و تو و سرنوشت
انتظار
دانلود
رنگ غروب پائیز
خداوند عشق را آفرید
عاشق ستاره
نسیم بهاری
دلنوشت
روژئاوا "غروب
نجوای تنهایی
سارا اینورت
خلوتگاه یک عاشق
عاشقانه
امتحان کدها
عشق
درددل بادل
تا رهایی
آف لاين
هميشه باراني
بهترين كاغذ ديوارى
عشق
صدف جنوبی
از صدای سخن عشق
دردل بادل
رسپینا
مریم حیدرزاده
دعوت نامه پرشین گیگ رایگان
دل خسته
حسرت ديدار
Weblag Proficiency Mobile
خلوتگاه یک عاشق
دانلود فيلم ها و آهنگ هاي تلويزيوني
بزرگترین سایت
دل نوشته ها و خاطرات (خودم)
میدونی عاشقی چیه؟
آموزش طراحی قالب و ترفندهای کامپیوتر
نیلوفر خانوم

 

 

RSS 2.0