تقدیم به تو ...
اگر زیباپرستان پیش رویت سجده می برند
قدم بر سینه من نه ،که خجسته است قدم هایت
الهام دهد نگاهت سعادت بخشند لبخند
سعادتی بالاتر از دوست داشتن نیست
تو را جاودانه دوست خواهم داشت
|
بمان بهانه من
در شهر اتاقی ها
تو پاکترین عشقی
من راز شکفتن را
از باغ دلت چیدم
لبخند زدی آرام
بر گونه نمناکم
من با گل لبخندت
بر حادثه خندیدم
ای کاش دو چشم تو
سر فصل افقها بود
آن وقت ترا هر صبح
از پنجره می دیدم
وقتی گل آرامش
در باغ دلم رویید
گلبرگ وجودم را
بر عشق تو پیچیدم
خورشید شدی رفتی
تا اوج شکوفایی
من از عطش عشقت
بر آینه تابیدم
تا می روی از آنجا
دل خسته و طوفانی ست
رفتی دگر باره
از کوچ تو رنجیدم
در جاده ای پیچکها
چشمم به گلی افتاد
احساس شکفتن را
از غنچه گل دیدمش
چشمان تو دریایی ستموجش گل تسکینم
به حرمت چشمانت
شب باز نخوابیدم
تو باز نفهمیدی
از عشق چه می گویم
آرام گذاشتی و
من باز نرنجیدم
از شعله عشق من
خورشید هویدا شد
از شوق تمنایت
تا صبح درخشیدم
گم شد گل اشک من
در دشت نگاه تو
آن وقت حضورت را
در خاطره فهمیدم
ای کاش گلی می شد
لبخند پر از مهرت
تا آن گل خوش بو را
از خاطره می چیدم
در جاده احساسم
سر گشتگی ات پیچید
در کوچه دل دیدم
سر چشمه احساست
پیوند دل و دریاست
تنها من از آن احساس
پر گشتم و نوشیدم
سوختم و آب شدم به پاتامروز وفردا ندارهخوشت مياد ببينی نه؟کشتن تماشا ندارهقهر می کنی ناز می کنیناز می کشم آشتی کنیقصه که نيست حقيقتهدروغ ودعوا ندارهضرب المثل دروغه می گهنه..... دل به دل راه ندارهعاشق وطردش می کننتو هيچ دلی جا ندارهدوره زمونه دوره حرفهای عاشقانه نيستصحبت پول وشهرته صحبتی از ترانه نيستيه روز منو خواسته بودی يه روز خيلی خوب دورامروز چه راحت نمی خواهی!من بد شدم بهانه نيستاگه بفهمن عاشقی همه بهت بد می کنننسبت ديونه می دن دست تو را رد می کنناگه بخواهی بجنگی با دستای شوم سرنوشتبه هر چه ادمک دارن راه تو را سد می کننبفهمه عاشق شدی هی با تو بازی می کنهديونه آزار اونم باز تو رو راضی می کنه؟رفتی کجا در می زنی اون خوديه رات نمی دهغريبه اون باشه مهمون نوازی می کنهکافيه چيزی بدونه کار تو ديگه مردنهديگه وظيفت اسموشو با صدتا جون اوردنهيه بازی يک طرفست که اخرش مشخصههميشه بازنده تويی سهم اونم که بردنهاگه بگی دوسش داری اون تو رو يادش نمی يادفرقی نداره چقده چه کم بدونه چه زيادبايد هنر پيشه باشی تا نقشتو خوب بازی کنیيعنی که وانمود کنی يه جوری ازش بدت می يادعاشقی ديگه تو عصر ما هيچ جايی حرمت ندارهانگار کسی نمره خوب واسه شجاعت ندارهشايد يه جوری شده که هيچ ادمی تو عصر مابرای انتخاب شدن اصلا لياقت ندارهرنگ گل دسته گلا فقط رز زرده همينعاشق هر کس که بشی عاقبتش درده همينهر کی گمشده داره تمام دلخوشيش اينهاگه يه روز معجزه شه اگر که برگرده همينزمونمون عوض شده دوره نفرينه وجنگزياد شديم زياد شده ادم بدرنگ و دورنگقلب کوچيک عاشقو با يه اشاره می شکنهاون کسی که دوسش داره با تيرکمون با چوب وسنگ